| حضرت فاطمه (سلام الله علیها): |
|
حُبِّبَ إلیَّ مِنْ دُنْیاکُمْ ثَلاثٌ : تلاوَةُ کِتابِ اللهِ وَالنَّظَرُ في وَجْهِ رَسولِ اللهِ وَالإنْفاقُ في سَبیلِ اللهِ از دنیای شما سه چیز را دوست دارم : تلاوت قرآن، نگاه به چهرۀ رسول خدا (ص) و انفاق در راه خدا |
|
|
|||
|
|
|
||
|
|
|||
|
|
|||
|
|
| مهرباني به پدر |
|
|
| نویسنده : دکتر حسین فریدونی | |
| ناشر : موسسه فرهنگی نبا | |
| منبع : کتاب اخلاق منتظِر | |
|
آقا سيّد محمّد مـوسـوي نجفي ـ كه از پرهيـزكاران و ائمّهي جماعت
حرم حضرت اميرالمومنين بود ـ از مردي كه دلاك حمّام بود، نقل
ميكند كه: او پدر پيري داشت. در خدمتگزاري او كوتاهي نميكرد،به
حدّيكه آفتابه را در داخل آبريزگاه، آماده ميگذاشت و صبورانه
ميايستاد تا آنكه پدر بيرون آيد و او را به بسترش برساند. به هرحال
همواره در خدمت او بود؛ مگر شبهاي چهارشنبه كه به مسجد سهله
ميرفت.
چندي گذشت و مسجد رفتن را ترك كرد. وقتي علّت را
پرسيدند،گفت : چهل شب چهارشنبه به مسجد سهله رفتم؛ در شب
چهارشنبه آخر، با تأخير به مسجد سهله رسيدم. حدود مغرب بود. به
تنهايي عازم شدم و در حاليكه همه جا تاريك بود و كمي از راه
باقي مانده بود، در ماهتاب، اسب سواري را ديدم كه با لهجهي
شيواي عربي، رو به من كرد و پرسيد: به كدام سو ميروي؟ پاسخ
دادم: مسجد سهله. فرمود: خوراكي همراه داري؟ گفتم: نه!
فرمود: دست در داخل جيب خود كن. امراو را اطاعت كردم وقدري كشمش ـ كه براي فرزندم خريده بودم ـ يافتم، ولي ياد نداشتم. سپس به من گفت: اوصيك بالعُود! اوصيك بالعُود! اوصيك بالعُود! (عود درزبان عربي بَدَوي، پدر پير است) آنگاه ازنظرم پنهان شد. دانستم كه مهدي علیه السلام بوده است و اينكه آنجناب راضي نيست كه من به خاطر زيارت مسجد سهله، حتّي يك شب هم پدرم را تنها بگذارم؛ لذا بهخاطر پدرم و بنا به توصيهي حضرت، رفتن مسجد را ترك كردم. پند انديشها: خدمتگزاري به پدر (و مادر) با تمام احترام و ادب **
مهرباني به پدر، برگرفته از کتاب اخلاق منتظِر نوشته آقای دکتر حسین فریدونی است که متن کامل این کتاب از طریق پورتال اطلاع رسانی موسسه فرهنگی نبا قابل دریافت می باشد.
لینک متن کتاب اخلاق منتظِر ** مطالب جديد تر :
مطالب قديمي تر :
|
| < قبل | بعد > |
|---|
![]() |
![]() |
|
توحید اسما و صفات
|
|
|
عدل الهی
|
|
|
حدیث طیر
|
|
|
شرح مکارم الخلاق
|
|
|
آفتاب حسن
|
|